
سلام رفیق قدیمی ام این روزها نمیدانم چرا ولی این دل لعنتی زیادبرایت تنگ می شود... وقت و بی وقت بهانه تو رو می گیرد... طلبکار نبودنت است... #نفس ...
ادامه مطلب
امروز اینستاگرامم رو که باز کردمروی فوضولی همیشگی ام پیجشرو باز کردمکنار یار دستانش را گرفته بودداشتن برف بازی میکردنایناها همه به کناربا ست شاه و کلاه دستکشی که من هدیه خریده بودمهمه خاطرات برایم زنده شدو هر چه تلاش کرده بودم فراموش که نه کمرنگش کنم بر باد رفت.#نفس...
ادامه مطلب
به اطرافم که نگاه می کنممی بینم از دور و نزدیکجار زدن عاشقانه هایی که فرداقرار است درد جدایی را فریاد بکشندامروز برای هم ماهگرد می گیرند وفردا به درد هم نمی خورند...مگر می شود یک روز خواست و فردا نهی...
ادامه مطلب
خوب شد که نماندی و رفتی حال این روزهایم اصلا دیدن ندارد این روزها بیشتر از هر چیزی خسته اماین روزهایی که نبودی هر روزش یکسال مرا پیر کردشده ام پیرمردی که در نبودنت با مرگ دست و پنجه نرم می کندخوب شد که نماندی و ندیدی کسی که عاشقت بود در نبودنت مثل شمع آب می شود و می سوزدهر چه باشد سخت است معشوقت جلوی چشمانت آب شود و کاری از دستت بر نیاید....#نفس ...
ادامه مطلب
رابطه هامان به ماه گرد و روزگرد رسیده!! می دانی چرا؟!جوابش واضح است چون به سال نرسیده با آدم جدید وارد رابطه شده ایم و فاتحه آدم قبلی را خوانده ایمالبته این حالت خوب ماجراست بعضی ها که همزمان با چند نفر وارد رابطه به اصطلاح عاشقانه می شونداینکه چطور می شود با چند نفر بود به کنار...چطور رویتان می شود امروز دوستت دار...
ادامه مطلب
اصلاً گیریم ازدواج کردمبچه دار شدمبچه ام بزرگ شدمدرسه رفتخواندن یاد گرفتو یک روز بی هوا پرسید:پدر! این عاشقانه ها را برای مادر گفته ای؟آن وقت چه بگویم؟بگویم: نه عزیزمبرای مادرت مرد دیگری شعر گفته است؟!#سامان_اجتهادیپ.ن: چه کردیم که به این روز افتادیم که خودمان یک جا با یکی زیر یک سقف زندگی می کنیم و دل مان در رویا با خیال دیگری پرواز بعد هم از روی عادت بچه دار می شویم و اسمش می شود رویا خدا آخر و عاقبتمان را بخیر کند.... ...
ادامه مطلب
همین طور آدم های مغرور راآدم هایی که سخت است برایشان گفتن دوستت دارمآدم هایی که دیر می گویند دوستت دارمآدم هایی که همه چیز برایشان حرمت داردآدم هایی که فقط به یک نفر فکر می کنندعزیزم و جانم گفتن هایشان تکه کلام نیستآدم هایی که میم مالکیت آخر اسمت را زیر زبان زمزمه می کننداما اگر بگویندواقعی گفته اندآمده اند که بمانندعاشق اگر خواستید شویدعاشق آدم های مغرور شوید ...#نفس...
ادامه مطلب
همه چیزمان مسخره شده است... دوست داشتن هایمان بوی گند نیاز می دهد... نیاز به یک نفر که تنهاییمان را پر کند... خواستن هایمان که دروغی بیش نیست... آنقدر که تخت خواب های دو نفره دوست دارم های دروغمان را شنیده اند کلافه شده اند!!! عجب آدم هایی شده ایم!!! قلبمان به کجا سقوط کرده که اینگونه شده ایم؟؟؟ عشق ها بوی همه چی می دهد غیر از عشق... این روز ها پول و نیاز عشق می سازند... واقعا مسخره است... #نفس#...
ادامه مطلب
آخر مگر نمی دانی؟؟!! اسب ها هم وقتی می خواهند از آب رد شوند اول آب را گل آلود می کنند که مبادا تصویر خود را ببینند!!! فکر می کنند هم نوعشان است و اسب ها پایشان را روی هم نوعشان نمی گذارند چه برسد روی دل هم... در حالیکه عکسی بیشتر نیست!!! #نفس#...
ادامه مطلب
خدایا حواست هست!!! خدایا کجایی؟؟!داری چکار می کنی!!! انسانیت سال هاست روی زمین مرده است... منتظر چی هستی خدااا؟؟ روی زمین پر است از آدم هایی که آرزوی مرگ می کنند می دانند مرگ حق است و حقم در این زمانه گرفتنی... از ترس تو دنبالش نمی آیند فقط آرزویش را می کنند... یک سری هم که جدیدا دست به کار شدند خودکشی می کنند!!! تمام حرف هایمان شده سه نقطه... دل ها پیش کسی دیگر است جسم ها پیش کس دیگر... منتظر چه هستی؟!این ها که زندگی نمی شود دیگر مگر زندگی به جز برای دوست داشتن است نکند آدم ها غافلگیرت کرده اند همه را فراموش کرده ای؟! #نفس#...
ادامه مطلب
من عاشق تویی شدم که خودت با پای خودت آمدی عاشق تویی که منطق داشتی عاشق تویی که ساده و بی آلایش بودی البته ترس در وجودت از همان اول بود... می ترسیدی چون دوست داشتن را گفتی من جا بزنم و تو بمانی اذهان عمومی من عاشق تویی شدیم که دیگر تو نیستی!!! #نفس#...
ادامه مطلب
آنقدر ترسو شده ام که دیگر از نوشته های خودم هم می ترسم... از اتوبوس های شهر حافظ هم می ترسم... از خیابان هایی که با هم قدم نزده ایم هم می ترسم... می ترسم برای تو... نکند اتفاقی برایت بیفتد... می گویند از هر چه بترسی به سرت می آید... من دیگر از خود تو هم می ترسم... از رو به رو شدن با تو حتی... نمی دانم پس تو چرا به سرم نمی آیی؟؟!! #نفس#...
ادامه مطلب