
اصلاً گیریم ازدواج کردمبچه دار شدمبچه ام بزرگ شدمدرسه رفتخواندن یاد گرفتو یک روز بی هوا پرسید:پدر! این عاشقانه ها را برای مادر گفته ای؟آن وقت چه بگویم؟بگویم: نه عزیزمبرای مادرت مرد دیگری شعر گفته است؟!#سامان_اجتهادیپ.ن: چه کردیم که به این روز افتادیم که خودمان یک جا با یکی زیر یک سقف زندگی می کنیم و دل مان در رویا با خیال دیگری پرواز بعد هم از روی عادت بچه دار می شویم و اسمش می شود رویا خدا آخر و عاقبتمان را بخیر کند.... ...
ادامه مطلب
من تو را در این ساحل وقتی می خواستم که دریا طوفانی بود! آب دریا چنان بالا می آمد که انگار دیگر گنجایشش پر شده بود......
ادامه مطلب