خرید بک لینک
اولین باری که دیدمش خیلی عادی از کنارش رد شدم

روزهای بعد یک سلام و خداحافظ خشک و خالی

نزدیک یک سال بود که هر روز می دیدمش

نمی دانم چرا؟

ولی رفتارهایش برایم مهم شده بود

هر روز پروفایلش را چک می کردم

حس می کردم او هم حواسش به من هست

یه روز عکس پروفایلشو عوض کرد

عادتش بود حال دلشو با عکس پروفایلش فریاد بزنه

شیطنت بود یا هر چی...

برایش نوشتم سلام عکس قبلی تان چقدر زیبا بود...

صبر نکرد ادامه بدهم عکس قبلی را گذاشت پروفایلش

از اینکه احساسم اشتباه نکرده بود خوشحال بودم

چند روز بعد پیام آمد که دوستم دارد و از روز اول دلش را برده ام

داشت قلبم از جا کنده می شد شوکه شده بودم

با دستان لرزان برایش نوشتم من هم همینطور

غرور دخترانه اش را گذاشته بود وسط

من هم برایش تمامم را گذاشتم

ولی نمی دانم چرا رفت آن هم بدون خداحافظی...

پشیمان نیستم

ولی خیلی آسون رفت...

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 10:54

صفحه بندی