معادله...
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:01
هر جور حساب می کنم این معادله حل نمی شود!! یک معادله ست به نام من و تو... و کلی مجهول که غیر قابل شمارش است... این که من تو را عاشقانه می خواهم اما تو نمی آیی؟! عشق من دروغ ست یا ... زبانم لال تو مرا نمی خواهی؟! اینکه آنگونه عاشق بودی بازی بود... یا من زیاد بازیت را جدی گرفتم!! xa0
مرگ انسانیت...
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:01
چه شد که این بلا به سرمان آمد؟!! کجای دنیا را به شوخی گرفتیم که حال دنیا ما را به بازی زندگی گرفته است... دنیا انتقام چه کسی را داری از ما می گیری؟؟! روزهای زیادی ست نسل انسان در خطر ست همه به دنبال انسان می گردند اما پیدا نمی شود!!! فکر کنم انسان هم مثل دایناسور نسلش منقرض شده!!! #نفس#
نمی دانم!!!
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:00
نمی دانم؟!! ماندن به پای تو خیانت به خودم است یا تو دیگر هیچ چیز نمی دانم... اما تمام تلاشم را می کنم تا انسان باشم
دریا...
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:00
من تو را در این ساحل وقتی می خواستم xa0 که دریا طوفانی بود! آب دریا چنان بالا می آمد که انگار دیگر گنجایشش پر شده بود...
متن های کاغذی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:00
نگاه نکنید به این متن های کاغذی... هر کسی روی درد خودش یک چیزی نوشته... فقط ظاهرش قشنگ ست... یکی می گوید رفتنی می رود یکی می گوید نگذارید برود... ما که نفهمیدم چکار کنیم؟! هر کس درد های خودش را دارد... این متن ها فقط در مقابل مخاطب آن فرد جواب می دهد... xa0
آخرین جمعه شهریور...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:57
امروز آخرین جمعه شهریور است و ... این غروب لعنتی امانم را بریده است... آخر این غروب لعنتی مصادف شده با میلاد تن من و امان از میلادی که تو در آن نباشی... چه میلادی ست وقتی تبریک تو در آن نباشد... بیشتر شبیه مرگ است!!! اما آنقدر راحت کنارم گذاشتی... که هنوز باور نکرده ام که تو نیستی... حالم در این لحظ...
خدایا حواست هست؟؟؟!!!
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:57
خدایا حواست هست!!! خدایا کجایی؟؟!داری چکار می کنی!!! انسانیت سال هاست روی زمین مرده است... منتظر چی هستی خدااا؟؟ روی زمین پر است از آدم هایی که آرزوی مرگ می کنند می دانند مرگ حق است و حقم در این زمانه گرفتنی... از ترس تو دنبالش نمی آیند فقط آرزویش را می کنند... یک سری هم که جدیدا دست به کار شدند خود...
فیل ها هم.............
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:17
امروز داشتم در مورد فیل ها می خواندم آن ها هم وقتی معشوقه شان را از دست می دهند... افسردگی می گیرند!!! آنقدر چیز نمی خورند تا از گرسنگی بمیرند!!! برایم خیلی جالب بود یعنی ما اندازه فیل ها هم سواد رابطه نداریمxa0 که از این معشوقه مان سیر که می شویم می رویم سراغ عشق جدید استغفر الله!!........ جالب این...
جفت گیری...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 9:31
می دانی ما جهان سومی ها گیر کرده ایم... بین دنیای پیشرفته ای که در ماهواره دیده ایم و شنیده ایم... و دنیایی که از گذشتگانمان به ارث برده ایم... می خواهیم ادای روشنفکری در آوریم بدون اینکه معنای واقعی آن را بدانیم... این هایی که ما در ماهواره می بینیم ظاهر قضیه است وگرنه آن ها قدرت اقتصاد دنیا نمی شد...
باید مرد!!!
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 19:50
وقتی همه کار می کنی تا بفهمد دوستش داری وقتی برایش از همه وجودت مایه می گذاری وقتی دوستت دارم هایت را بلند فقط برای او فریاد می زنی وقتی انقد دوستش داری... اما... او خلاقیت به خرج می دهد و تو را نمی بیند... وقتی با غریبه ها شادتر است... و تو هنوز دوستش داری تنها یک راه برایت باقی می ماند باید بمیری ...
اصالت
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 19:15
اینکه تحت تاثیر این و آن تغییر می کنی اینکه اعتقاداتت بستگی به دوستانت دارد اینکه عوض کردن آدما برایت راحت می شود... این ها یعنی تو اصالت نداری!!! #نفس#
عاشق کسی هستم که تو نیستی
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 19:15
من عاشق تویی شدم که خودت با پای خودت آمدی عاشق تویی که منطق داشتی عاشق تویی که ساده و بی آلایش بودی البته ترس در وجودت از همان اول بود... می ترسیدی چون دوست داشتن را گفتی من جا بزنم و تو بمانی اذهان عمومی من عاشق تویی شدیم که دیگر تو نیستی!!! #نفس#
بخشیدم
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 13:17
امروز در حالی که تو را فراوان دوست دارم به ذهنم رسید ببخشم آنچه را که همه اش برای تو بود فکرش را بکن من تمام داشته هایم را بخشیدم!!! #نفس#
آنقدر ترسو شده ام!
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 13:16
آنقدر ترسو شده ام که دیگر از نوشته های خودم هم می ترسم... از اتوبوس های شهر حافظ هم می ترسم... از خیابان هایی که با هم قدم نزده ایم هم می ترسم... می ترسم برای تو... نکند اتفاقی برایت بیفتد... می گویند از هر چه بترسی به سرت می آید... من دیگر از خود تو هم می ترسم... از رو به رو شدن با تو حتی... نمی دا...
تورم
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 13:16
همه چیز از این تورم لعنتی شروع شد!!! قیمت ها بالا رفتند... خانه هایمان کوچک شدند... مهمانی ها سالی یکبار شدند آن هم در رستوران... مجبور شدیم رو به فضای مجازی بیاوریم... آخر هزینه اش خیلی کمتر است... همه چیزمان سطحی شد... دوست دارم هایم دیگر حرمت ندارند به هر کسی گفته می شوند... عزیزم هایمان قربان صد...
بچه دار نشوید!
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 13:16
وقتی تکلیفتان با خودتان هم معلوم نیست وقتی وقت ندارید وقتی کارتان مهم تر است بچه دار نشوید!!! ازدواجتان شبیه معامله بوده است یا به خاطر حرف مردم؟ که الان هم می ترسید از حرف دیگران بخدا بچه گناه دارد... خودخواهی محض ست که بچه دار شوید برای نجات زندگیتان!!! مردم حرف زیاد می زنند توجه نکنید... بچه پرست...
مقصر
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 7:26
ما هر دویمان مقصریم! وقتی ابصار رابطه مان را دادیم دست این و آن وقتی سادگی کردیم و همه را باور کردیم وقتی که به هر کس و ناکسی اجازه حرف زدن دادیم نباید می دیدند عشق بین ما راxa0 آن هم درست زمانی که همه چیز سطحی شده آدم ها تحمل ندارند ببینند دوست داشتن را دوست داشته شدن را حالشان خراب می شود یاد خودش...
یکی بیاید عشق را معنی کند!!!
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 7:26
یکی بیاید عشق را برایم معنی کند... من بازی کردن با کلمات را بلد نیستم اسمش را هر چه می خواهید بگذارید عشق دوست داشتن علاقه قلبی... من به دنبال مفهومش می گردم!!
همه چیز عادی می شود!!!
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 0:10
نمی دانم اما می گویند یک روز همه چیز عادی می شود! بار اول عکسش دگرگونت می کند! اما بارهای بعدی کمتر حساس می شوی... انگار عادی می شود برایت آنلاین بودن های بی وقت و بی موقع... عکس های پروفایل که حرف دارد... حرفش سکوتت را بیشتر می کند... اما به همه این ها عادت می کنی... قبلا هم عادت کرده بودم... به دو...
تو...
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 0:10
تو شدن خیلی لیاقت می خواهد... هر کسی را نباید تو صدا زد... شاید تنها یک نفر باشد که ارزشش را داشته باشه که تو صداش کرد... من تو را تو صدا نمی کردم... اگر خودت اصرار نمی کردی... هیچ کس که نمی داند اما تو همه حرف ها را می دانی... اگر ذره ای انسانیت داشته باشی می دانی همه را... و من نمی توانم حرفی بزنم...