خرید بک لینک

حرف های تکراری

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

حرف های تکراری که هزار بار با خودم مرور کردم 

ولی هیچ وقت نتوانستم با کسی بازگو کنم

البته این که آدم مناسبی هم پیدا نکردم بی تاثیر نبوده

می دانید برخی حرف ها فقط برای او معنا دارد

برای اویی که نیست و هرگز بر نمی گردد...

برای همان که منتظر است حالت خوب شود 

خاطراتش گیرت بیاورد و دمار از روزگارت دربیارود...

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 3:13

معمولیدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.هیچ چیز در دنیابدتر از معمولی شدن برای کسی نیست !تبدیل به روزمرگی شدناز اینکه حضورت برایِ یک نفر بِشودمثلِ مسواک زدن ، مثلِ شانه کردن ،که اگر حوصله داشت ، سراغت را بگیردو اگر نداشت ، بگوید بماند برای بعد ، دیر نمیشود !به خودتان احترام بگذارید ...با کسی بمانید که اولویتش باشید ...که برایش دغدغه بشوید ...کسی که هر لحظه یادتان در خاطرش رژه برود ...کسی که به کار ، به خواب و استراحتش بگوید : بایستید ، اول " او " ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 3:13

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

بتونین فکراتون بلند بلند کنین...

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 3:13

با کسی باشید که وقتی پیشش نشستین بتونین فکراتون بلند بلند کنین...

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 0:24

این روزها پرم از حرف 

حرف های تکراری که هزار بار با خودم مرور کردم 

ولی هیچ وقت نتوانستم با کسی بازگو کنم

البته این که آدم مناسبی هم پیدا نکردم بی تاثیر نبوده

می دانید برخی حرف ها فقط برای او معنا دارد

برای اویی که نیست و هرگز بر نمی گردد...

برای همان که منتظر است حالت خوب شود 

خاطراتش گیرت بیاورد و دمار از روزگارت دربیارود...

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1400 ساعت: 12:24

هیچ چیز در دنیابدتر از معمولی شدن برای کسی نیست !تبدیل به روزمرگی شدناز اینکه حضورت برایِ یک نفر بِشودمثلِ مسواک زدن ، مثلِ شانه کردن ،که اگر حوصله داشت ، سراغت را بگیردو اگر نداشت ، بگوید بماند برای بعد ، دیر نمیشود !به خودتان احترام بگذارید ...با کسی بمانید که اولویتش باشید ...که برایش دغدغه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1400 ساعت: 12:24

سلام رفیق قدیمی ام

این روزها نمیدانم چرا

ولی این دل لعنتی زیاد برایت تنگ می شود...

وقت و بی وقت بهانه تو رو می گیرد...

طلبکار نبودنت است...

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1399 ساعت: 2:54

قرارمان این بود که به پای هم پیر شویم ولی از دست قضا من از فراق تو پیر شدم... #نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1399 ساعت: 2:54

بهش گفتم اگه یه روز بهت خیانت کنم چیکار می کنی؟!

گفت میرم تو فکر؟

خندیدم و گفتم حتما تو فکر من...

گفت فکر اینکه کجا برات کم گذاشتم...

قلبش همیشه بزرگ بود...

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 19:14

نمی دانم از کجا شروع کنم دلم پر است از حرف هایی که ذهنم اجازه بازگویی آن ها را نمی دهد... گیر افتاده ام در باتلاق خاطراتی که هر چه مرورشان می کنم بیشتر غرقم می کنند... گفتن فراموش کن من هم همینکار راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 19:14

امروز اینستاگرامم رو که باز کردم

روی فوضولی همیشگی ام پیجش رو باز کردم

کنار یار دستانش را گرفته بود

داشتن برف بازی میکردن

ایناها همه به کنار

با ست شاه و کلاه دستکشی که من هدیه خریده بودم

همه خاطرات برایم زنده شد

و هر چه تلاش کرده بودم فراموش که نه کمرنگش کنم بر باد رفت.

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 15:36

روزهای زیادی گذشته از نبودنت یادم که می آید پاییز فصل مورد علاقه مان بوداین دل لعنتی بغضش می ترکردروزها گذشت و من خیره به ساعت شنی کنار اتاقمتلاش کردم فراموشت کنم و نشدگفتم یک رابطه جدید را شروع می کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:21

یکبار هم سرما خورده بودم و دو نفری باهم کافه رفتیم

گفت تو باید یک چیز گرم انتخاب کنی دردت به جانم

من هم گفتم خدا نکند تو سرما بخوری

کوچکترین اتفاقی که برایم می افتاد می گفت دردت به جانم

شما مراقب خودت نیستی...

دردت به جانم درست یک کلمه بود

ولی او با تمام وجود می گفت

حالا نیست که بگوید...

که ببیند درد نبودنش چقدر سنگین است

ببیند نمی شود تاب آورد این همه تنهایی را

او رفت و دردی به جانم گذاشت که دیگر درمانی نیست....

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:47

من همان فلسطین اشغالی

تو همان اسرائیل اشغال گر

آمدی و قلبم را به نامت زدی

ذره ذره وجودم را که داری می گیری

دیگر این موشک زدنت بر قلبم چیست؟!!

لا اقل بیا و اینبار پای آمریکا را وسط نکش...

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:44

داریم به لحظات پایانی سال نزدیک می شویم

این یعنی یکسال دیگر هم به نبودنت اضافه می شود

گفتنش ساده است ولی یکسالی که به سختی با یادت گذشت.

راستش برایت بگویم که بی تو نه دیگر حال این دل احسن میشه

نه عید و نوروز برایم معنی دارد

لابد تو مرا فراموش کرده ای و تمام خاطرات را دور ریختی

ولی من اعتراف می کنم که لحظه لحظه را با خاطرات تو زندگی می کنم

و باز هم به انتظارات می نشینم تا روزی جایی سال را با دیدنت تحویل بگیرم.

#نفس

#سال_خوبی_داشته_باشین

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:41

صفحه بندی