
آخرین باری که روز عشقو کنار هم بودیمیه همچین روزی بود با دو روز تاخیرروز عشق و با هم بودیمزیاد اعتقادی به این حرفا نداشتمنه اینکه هدیه دادن و هدیه گرفتن بد باشهدوست داشتم متفاوت باشماز اینکه تو یه ...
ادامه مطلب
قرارمان بود هر چه شد نگذاریم عصرهای جمعه دلگیر باشیمبا خاطراتمان شروع کنیم یکی او بگوید یکی من با شنبه هایی پر تلاطم که به امید آخر هفته شروع می شد یکشنبه هایی که بدون گرفتن دستانت گذشت دوشنبه هایی که نگاهمان با هم گره می خورد یا سه شنبه هایی که دیوار بینمان قرار می گرفت چهارشنبه هایی که رنگ لبانت د...
ادامه مطلب
اینجا عشق ممنوع ست بدون هیچ تابلویی!!!...
ادامه مطلب
یکی بیاید عشق را برایم معنی کند... من بازی کردن با کلمات را بلد نیستم اسمش را هر چه می خواهید بگذارید عشق دوست داشتن علاقه قلبی... من به دنبال مفهومش می گردم!!...
ادامه مطلب
شاید تشنه عشق بودی که از روی عادت مرا عاشق خودت کردی... آخر آدم عاشق قواعد بازی را می داند... در عشق کسی را جایگزین کس دیگری نمی کنند... در عشق سیاست و حساب و کتاب کردن ممنوع است... در عشق روی حرف هایشان می مانند... در عشق نشد نداریم... عشق دو انسان می خواهد که عشق را بفهمند... اما دریغ که این دو تا انسان پیدا نمی شوند!!! اگر هم پیدا شوند کنار یکدیگر قرار نمی گیرند... وگرنه عشق چیز سختی نیست که هیچ جا پیدا نمی شود... البته پدر و مادرهایمان هم کم تقصیر ندارند... یادمان نداده اند سواد عشق و عاشقی را... و ما رابطه هایی را واردشان می شویم که آخرش این است... همین که می بینین همه...
ادامه مطلب